تبلیغات
مادرم تاج سرم

مادرم تاج سرم
 
 

نامه ای به مادر

مامانم خیلی دلم واست تنگ شده

خیلی خیلی ......

مامان آخه دوریت واسم خیلی سخته.

من توانشو ندارم.

شبا وقتی درازمیکشم می خوام چهرتو تجسم کنم اشک از چشمام سرازیر میشه

مامان منم که چشمام از عشق تو شبها خیسه.

نمیدونم چی بگم....

نمی تونم بنویسم اشک توچشمام حلقه زده

.

هر چه زمان میگذره نمی تونم تصور کنم نیستی 

حالا جات خالیه.

به خدا مامان گلم تحمل دوریتو ندارم

  

تو همیشه بهم آرامش میدادی حتی وقتی مریض بودی با نگاهات با لبخندات.

دوست دارم عاشقتم . نبودت واسم سخته.

 

 

چه زمان زود میگذره.

 

مامانم بعضی اوقات بوتو تو خونه حس میکنم.دوست داشتم واسه یه بارم شده

مثل اون موقعه ها دستمو رو شو نه هات می کشیدم بعد اون دستای نهیفتو

می گرفتم تو دستام تا دلم می خواست نگات می کردم.

 

مامان مثله بچه ها شدم هر شب بهونتو میگیرم .چی کار کنم مامانم همرازمی

باورشم هنوز واسم سخته که نیستی.

هنوزم هر چی داریم از لطف تو داریم .

مامان همیشه یه یادت هستم. خیلی دلم واست تنگ شده.مثل اون موقع ها

دعامون کن.ماهنوز محتاج دعاهای تو هستیم


[ یکشنبه 18 مرداد 1388 ] [ 02:25 ق.ظ ] [ بی مادر . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب