تبلیغات
مادرم تاج سرم

مادرم تاج سرم
 
مادر مهربانم سلام شک ندارم بهترین جای اون دنیا رو داری...
مامانم دلم خیلی گرفته حس و حالم اصلا خوش نیست میدونی...
وقتی شروع میکنم به نوشتن نا خود آگاه اشکام دونه دونه میریزه...
چرا که میدونم و مطمئن هستم جز تو هیچ کس این نامه منو نمیخونه...
کاش میشد توام میومدی این زیر یه چیزی مینوشتی تا منم بخونم...
ناراحت نشو ولی دارم میام پیشت دیگه تو این دنیا هیچی ندارم...
حتی نزدیکترین و عزیزترین کسم منو تنهام گذاشت نمیدونم...
اصلا این زندگی واسم معنی نداره هیچ امیدی بهش ندارم...
من به هیچی دلمو خوش کردم از هیچ همه چیمو ساختم عاقبت باختم...
کاش بودی بالای سرم  بخدا اینجوری نبود این نمیشد زندگیم...
دیگه از انتظار  از بی کس بودن از چشم به در دوختن خستم...
یه خواهشی دارم ازت یه لطفی بکن در حقم مامانم...
تو داری میبینیم میدونی دارم چه زجری میکشم...
به جان تو از هرچی حرف (م) دیگه خستم....
از بس قلبمو توی سینم  به درو دیوار کوبیدن  دارش زدم تا اصلا  نتپه تو سینم...
چشمامو دیگه روی دنیا بستم تا دیگه هیچ اشکی ازش نریزه ...
تار تار گلومو به آتیش کشیدم تا دیگه بغض نکنه...
جرعه جرعه نوشیدم تا خاطراتمو به خاک بسپارم ...
خدایا
نفسمو توبگیر
که هر دم که بالا میاد یادش رو به صورتم میکوبه
و هر دم که فر می ره تمام وجودم رو به آتش می کشه...
وقت نشد بقیش رو بگم مامان جون باز میام پیشت...






[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ بی مادر . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب