تبلیغات
مادرم تاج سرم

مادرم تاج سرم
 
حوصله ندارم اما ...
میخوام همه ی قصه رو بگم...
همه جاشو حتی اونجایی که دوست ندارم...
بشین پای حرفام میخوام باهات صحبت کنم...
راجع به چندتا سوال یه سری عقده بد خیم...
دلم گرفته دیگه خسته شدم بریدم...
توام نیستی ببینی نمیخوام اسمتو بیارم..
کجایی الان سرت رو شونه های کیه...
آهای با توام تویی که بی خیالمی..
یه دل داره جون میکنه کجایی؟؟...
از همتون گله دارم هم از تو هم از اون...
فکر نمیکردم تا این حد تنها بشم ...
این صدای لعنتی رو هم دیگه ندارم...
گیر کردم وسط یه بحرانم...
خودمو جا گذاشتم توی آسفالت تو اتوبانم...
ژست بی خوابی و منگی گرفتم..
من دیگه اصلا هیچی نمی خوام...
نه تو نه اونکه رفته ..هیچ کسی رو ندارم..
من موندمو این دله به خون نشستم...
ولی میدونم یقین دارم..
یه روزی به تکاپو می افتی ...
 تو غربت بیابون، تو کوچ شبانه پرستوها ...
تو لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی. ..
دیر شده خیلی دیر ...
هر روز دوست داشتن رو به فردا مینداختی...
 و حالا می بینی دیگه فردایی وجود نداره..
سالها چشمتو  به روم بسته بودی و نمیدونستی...
و یا شاید نمی فهمیدی
!!...
میدونم میدونم که دیگه مردم...
بخدا موقتی نیست مرگم..
دیگه حتی فرصت ندارم بهت بگم نرو بمون..
امروز حرف حقیقت رو باور می کنی ... 
اما افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده....








دسـتـای تـو تـو دسـتـم بـود و دلـت پـیـش اونـــ ـ ـ ـ
چـشـمـای تـو بـه مــن بـود و قــلـبـت مـال اونــــ ـ ـ ـ
جـسـمـت پـیـش مـن بـود و روحـت پـیـش اونـــــ ـ ـ ـ
اشـکـات مـال مـن بـود خـنـدت مـال اونـــــ ـ ـ ـ
دنـیـام مـال تـو بـود تـو دنـیـای اونـــــ ـ ـ ـ
تـو آغـوش مـن بـودی و به فـکـر اونـــــ ـ ـ ـ








[ پنجشنبه 13 بهمن 1390 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ بی مادر . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب