تبلیغات
مادرم تاج سرم

مادرم تاج سرم
 

تمام فانوس‏هایم را بر چلّه‏های بی‏کسی آویخته‏ام؛ به یاد شبی تاریک و بی فانوس خورشید، که ماه را به خاک می‏سپرد.

تمام شمع‏هایم را به اشک‏ریزان خاطره تنهایی شبی آورده‏ام که یلدای اندوه بود بی‏سپیده.

از تمام گنبدهای مزیّن جهان، از تمام بناهای باشکوه دنیا، با بغضی که زیر باران اشک، خیس خیس شده، به هزار لهجه پرسیده‏ام.

از همه نشانه‏داران، نشانه گوهر بی‏نشانم را پرسیده‏ام.

زیارتگاه مادر خورشید، چشمه مهتاب، آبگیر آسمان کجاست؟

گنبد و گلدسته مادر مهربان من کجاست؟

انگار در این جست‏وجوی بی‏پایان، افسوس و اشک، تقدیر من است!

می‏روم به دشت شقایق‏های پرپر تا با گلبرگ‏های سوخته، برای بی‏نشانی مادرم، اشک بریزم.

می‏روم در بوستان یاس‏های نیلی تا با نفس باد، مویه‏کنان، مرثیه رنج‏هایش را بخوانم.

می‏روم تا ناکجاآباد عشق‏های آسمانی تا با گیسوان پریشان فرشتگان، برای آن عشق الهی مویه کنم و از همه بپرسم: مزار مادر کجاست؟

 

 

اینو درحالی که دارم مینویسم یکی منتظر منه که من برم بخوابم...این وبلاگ کسی بهش سر نمیزنه همونطور که کسی به تنهایام سر نمیزنه . هر وقت دلم میگیره میام میریزم اینجا میدونم کسی گذرش این ورا نمی افته ...شاید این خودش 1 دلیل باشه برای نوشن من......


[ شنبه 7 شهریور 1388 ] [ 02:34 ق.ظ ] [ بی مادر . ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب